محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
123
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
2 . انسان معمولا از نيرومندان و نه ضعيفان ناراحت مىشود و دشمنى آنها را به دل مىگيرد و عايشه خود اسير در دست امام عليه السّلام بود و در ابراز پشيمانى به آن حضرت عليه السّلام گفت : « كاش آفريده نشده بودم . » « 1 » 3 . آيا امام على عليه السّلام كه خود شهر دانش « 2 » است تا اين اندازه ، بيهودهگوى شده كه همه زنان را براى كار ناشايست يك زن به يك چوب مىراند ؟ اين منطق نادانان و گمراهان است كه از منطق معصومان و دانشمندان به دور است . 4 . امام على عليه السّلام كه همواره همراه حق است « 3 » چگونه ممكن است بر مبناى شهوات و گرايشهاى نفسانى خود حكم كند ؟ آيا اين او نبود كه عايشه را گرامى داشت و او را از اسارت رهايى داد و از ريختن خون عمرو عاص و بسر بن أرطأة درگذشت و آب را از معاويه منع نكرد ؟ 5 . نظر امام عليه السّلام درباره زن بايد همانند نظر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد . در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز عين سخن امام عليه السّلام را درباره زن گفته و بلكه امام عليه السّلام سخن خويش را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اقتباس كرده است : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در عيد قربان يا فطر به مصلى رفت . در راه بر گروهى از زنان گذشت و به آنان گفت : ايمان بياوريد كه من شما را بيشتر اهل جهنم ديدم . آنان به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفتند : در اثر چه كارهايى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : زياد نفرين
--> ( 1 ) . نك : الطبقات الكبرى : 8 / 74 ؛ المصنّف ، ابن ابى شيبه : 8 / 192 ، رقم 26 / 3 . ( 2 ) . اشاره به روايت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » . ( 3 ) . اشاره به حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله : « علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ » .